سديد الدين محمد عوفى

188

متن انتقادى جوامع الحكايات و لوامع الروايات ( فارسى )

لفظ خود را از شوايب « 1 » سخنان خسيس « 2 » مصفّى گردانند و در مقام اظهار سخط ايشان به جرايم خود معترف باشند « 3 » و بدانچه « 4 » بر زبان پادشاه رود اعتراض نكنند تا از فوايد عفو و مرحمت ايشان « 5 » بىبهره نمانند . [ سخن اصمعى از خشم هارون بر مروان حفصه كه معن زايده را مدح گفته بود ] حكايت ( 6 ) اصمعى گويد « 6 » : روزى هارون الرشيد به تعجيل مرا طلبيد و چند كس بر اثر يكديگر « 7 » به طلب من آمدند « 8 » چنان كه هراسى بر من غالب شد . چون به موقف « 8 » خلافت رسيدم او را ديدم كه بر تخت « 9 » نشسته بود « 10 » و كرسى نهاده « 11 » و دخترى پنج ساله بر آن نشسته و بر در خاص خانه مروان حفصه را « 12 » برپاى نگاه داشته . من خدمت كردم و به جاى خود « 13 » بايستادم . ديرى در من نگريست « 14 » و به « 15 » عصايى « 16 » كه در دست داشت بر زمين « 17 » اشارت مى « 18 » كرد چنان كه عادت متفكّران باشد . بعد از ساعتى سر برآورد و گفت : شنيده‌اى كه اين « 19 » حرام‌زاده ابى حنيفه « 20 » مروان بن حفصه مر « 21 » معن بن « 22 » زايده را چه مدح گفته است ؟ گفتم : نشنوده‌ام . پس بيتى چند برخواند كه معنى آنها اينست « 23 » كه : سخاوت بر من ختم شد و اكنون كه « 24 » معن وفات كرده است تا قيامت جملهء كريمان در كرم و سخا « 25 » عيال « 26 »

--> ( 1 ) متن : سراب ، مپ - شوايب ( 2 ) مج : درشت ، متن + خود ( 3 ) مپ 2 : شوند ( 4 ) متن و مپ 2 : آنچه ( 5 ) مپ 2 - ايشان ( 6 ) مپ 2 : گفت ، مج : مىگويد ( 7 ) متن : و چند كس ديگر . ( 8 ) مپ 2 - و چند كس . . . آمدند ( 8 ) مج : مواقف ، متن و مج + مقدمه ( 9 ) متن و مج + خلافت ( 10 ) مپ 2 و مج - بود ( 11 ) مج + از خيزران ( 12 ) متن و مپ 2 - را ( 13 ) مپ 2 - به جاى خود ( 14 ) مپ 2 : ديگربار تيز در من نگريست ، مج ، بنگريست ( 15 ) مپ 2 - به ( 16 ) متن - پى ، مج قضيبى ( 17 ) مپ 2 : به من ( 18 ) مپ 2 - مى ( 19 ) متن و مج : آن ( 20 ) مج - ابى حنيفه ( 21 ) مپ 2 - مر ( 22 ) مپ 2 و مج - اين ( 23 ) مپ 2 : آن اين بود ( 24 ) متن و مپ 2 - كه ( 25 ) متن : شجاعت ، مج - سخا ( 26 ) متن : آن